خرید بک لینک

درباره سایت

چشمان بارونی..

سکوت ی میکنم سنگین تر از فریاد ...

امکانات وب

-----------
-->-->-->

-->-->-->
 -->-->-->  -->-->--> -->-->-->
-->-->-->
داستاÙx86 رÙx88زاÙx86Ùx87
-->-->-->
Google

در اÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت

-->-->-->
-->-->-->

چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید

این که گردن می کشی، پیمانه می باید کشید

کم نه ای از لاله، صاف و درد این میخانه را

با لب خندان به یک پیمانه می باید کشید

پیش ازان کز سیل گردد دست و پای سعی خشک

رخت خود بیرون ازین ویرانه می باید کشید

حرص هیهات است بگشاید کمر در زندگی

تا نفس چون مورداری، دانه می باید کشید

عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفت

ناز مهمان را ز صاحب خانه می باید کشید

نیست آسایش درین عالم، که بهر خواب تلخ

منت شیرینی افسانه می باید کشید

مدتی بار دل مردم شدی صائب، بس است

پا به دامن بعد ازین مردانه می باید کشید

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: 20 فروردين 1390 ساعت: 04:56

اگه اجازه بدی یه زن وارد زندگیت بشه
جيبها تو Search مي كنه
پولاتو Delete مي كنه
خانوادتو Edit مي كنه
ارتباط با دوستاتو Cut مي كنه
موبايل تو Scan مي كنه
خوشي هاتو Cancel مي كنه
آخرش هم ، مخت رو Hang مي كنه

توسط:shamsavi

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: 20 فروردين 1390 ساعت: 04:55

ن مي دانم كه زيباترين عشق خود را در يك كتابخانه ديدار خواهم كرد.((هاوارد سيلته))


زندگي من مجموعه اي از درسهايي است كه به آن نياز دارم؛ درسهايي كه با نظم و ترتيب تمام در زندگي ام رخ مي دهد.((آندرو متيوز))


زندگي يك مسابقه بخت آزمايي است، اما من از هر اتفاقي كه در زندگي روي مي دهد نهايت استفاده را مي برم.((آندرو متيوز))


ما در زندگي پيوسته با درسهاي تازه اي روبرو مي شويم و تا زماني كه درسي را ياد نگيريم مجبور به گذراندن دوباره آن هستيم.((آندرو متيوز))


در زندگي هيج چيز مهمتر از اين نيست كه با قلب خود در آرامش باشي.((نينا كارين مونسن))


من هرگز اجازه نخواهم داد پول مانع كاري شود كه مي خواهم انجام دهم.((كارستن ايس شن))


در كار يك سياستمدار، عشق بايد نقطه يا نشانه هر هدف باشد.((رئول استين))


اين كمكي نيست كه تو مدام كاري را انجام دهي كه از عهده ي آن بر مي آيي. مهم اين است كاري را بتواني انجام دهي كه تاكنون نمي توانستي و ياد نگرفته بودي.((بيانجار هُوُف))


ايمان و باور ما در ابتداي هر مسئوليت دشواري تنها عاملي است كه موفقيت نهايي مان را تضمين مي كند.((ويليام جيمز))


زماني كه انتظار بهترين پيشامد را داريد، نيرويي مغناطيسي از مغزتان خارج مي شود كه بهترين ها را جذب مي كند. اگر انتظار بدترين ها را داشته باشيد از مغز قدرت دافعه ا ي رها مي كنيد كه سبب مي شود بهترين ها از شما بگريزد؛ حيرت انگيز است.((ويليام جيمز))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 18 فروردين 1390 ساعت: 06:35

آقای سکسکه عمل کرده، می ره سر کار و میاد و زندگی شو می کنه!




الفی دیگه از هیچی نمی ترسه!




آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.





آن شرلی آرایش گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...





ای کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!





بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوز هم خوابه!





پت پست چی بازنشسته شده و الان تو خونه ی سال مندان منتظر مرگشه!





بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری 30000 تومن فروختن!





بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.





دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!



















تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درست می کنه!




تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!





تن تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شرکت تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!




جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!






چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!





حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!





خپل رو از باغ گل ها انداختنش بیرون, اون جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)





خانواده ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه اش رفتن خارج، همسر دکترخیلی مریضه!






رابین هود رو توی اسلام شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته ی دیگه اعدامش می کنن!





سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!





کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!





هیچ کی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!





لوک خوش شانس طي يه بدشانسي، اشتباهي تو يه صحنه قتل دستگير شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولي دالتون ها شده!





مارکو پولو تو میدون راه آهن یه باقالي پلويي زده ، می گن کارش خیلی گرفته!





گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!





ملوان زبل الان ديگه يه دزد دريايي معرف شده در خلیج عدن!





آقای پتی بل تو میدون شوش یه بنک دار کله گنده س!










معاون کلانتر از يه بانك اختلاس كرد و فرار كرد رفت خارج !









آقای نجار الان به جرم قطع غيرمجاز درختان تحت تعقيبه و وروجک هم قايم شده!






پت و مت دكتراي مهندسي عمران گرفتند و الان جزو هيئت علمي دانشگاهند!


برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1390 ساعت: 06:34

گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد.

همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟

شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.

او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست،

چون او موهای خود را گلت می کند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬

کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬

چون کبری با پترس چت می کرد.

پترس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد.

پترس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد

چون زیاد چت کرده بود

او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند.

پترس در حال چت کردن غرق شد و مرد.

برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود

اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬

ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت٬

ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد٬

ریز علی چراغ قوه هم داشت٬

اما حوصله دردسر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد٬ کبری و همه مسافران مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬

خانه مثل همیشه سوت و کور بود٬

الان چند سالی هست که کوکب خانم٬ همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد٬

او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬

او اصلا حوصله مهمان را ندارد.

او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند٬

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد٬

او آخرین بار که گوشت خرید٬

چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود.

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد٬

چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

و دیگر به همین دلیل است که کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ را ندارد

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1390 ساعت: 06:33

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1390 ساعت: 06:32

داوود آزاد

EXEX

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 10 فروردين 1390 ساعت: 06:30

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 11 فروردين 1390 ساعت: 05:36

ذهن شما كه آزاد باشد، هميشه براي هر چيزي آماده است و همه چيز را به گشادگي مي پذيرد. در ذهنِ يك تازه كار امكانات بسياري هست، اما در ذهن استاد كار، شدني ها اندك اند.((شونريو سوزوكي))


اگر فقط طلب عشق كني، نابالغ خواهي ماند، بچه خواهي ماند. تا زماني كه بالغ نشوي و نتواني عشق را نثار كني، هنوز از بچگي در نيامده اي ...((آچاريا))


هشدار! تنها به عزم نياز اگر به معبد درون شويد، هرگز هيچ نيابيد.((جبران خليل جبران))


اشخاصي كه بدبختانه به لذتهاي شديد و حاد خو گرفته اند ديگر از لذتهاي معتدل بهره نمي برند و همواره با اضطراب به دنبال شادي و نشاط مي گردند.((فنلون))


براي مديريت زمان خود بايد خوشبختي را هدف اصلي زندگي تان قرار دهيد.((برايان تريسي))


پيشرفت هاي جزيي در استفاده بهتر از وقت مي تواند در مجموع منجر به دگرگوني هاي اساسي در زندگي شما شود.((برايان تريسي))


هنگام كار كردن، وقت تلف نكنيد، بي وقفه كار كنيد و از خودتان بيشتر مايه بگذاريد.((برايان تريسي))


من انديشه خود را در معرض اين فكر مسخره رندانه قرار نمي دهم كه هرچه بر سر آدمي مي آيد خير و صلاح اوست، بلكه بر آنم كه هر كسي از پيشامد به بهترين وجه استفاده كند، مانند انسان خوب و فرزانه اي عمل كرده است.((كمبرلند))


مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر.((پرمودا باترا))


از اشتباهات خود شرمنده نشويد و آن را جرم ندانيد.((كنفسيوس))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 18 فروردين 1390 ساعت: 05:00

شــــریــکـــــــــــ

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.
آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا.....

EXEX

شــــریــکـــــــــــ



در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.


آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.


بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:


نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .


پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.


یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.


پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه یمساوی تقسیم کرد.


سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.


پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.


پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه


چیز شریک باشیم .


مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.


بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.


همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید.


- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟


پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا !

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 09 فروردين 1390 ساعت: 04:57

به به این بچه شیطونو چطوری چسبوندن به دیوار- عکس بامزه : طنز ایران

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: سه شنبه 09 فروردين 1390 ساعت: 06:55

براي خوردن زندگي مكن؛ بلكه بخور براي زندگي كردن.((مثل آمريكايي))


چنان انسان باش و چنان زندگي كن كه اگر هر كس انساني چون تو باشد و همچون تو زندگي كند، اين زمين به صورت بهشت خدا در آيد.((فيليپس بروكز))


دلم مي خواهد چنان زندگي كنم كه وجود خدا را تنها در سودي كه به ديگران مي رسانم، احساس نمايم.((سنگا))


شب در هنگام خواب كمي فكر كنيم كه امروز چه كرده ايم كه لياقت زنده ماندن فردا را داشته باشيم.((؟))


تصور مي كنم كه اگر كسي يك ربع ساعت تنها به فكر زندگي خود باشد و بينديشد كه آن را اصلاح كند، هر ماه از زندگي او بهتر از ماه قبل خواهد شد.((فرانسوا ولتر)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


در بازي زندگي، انسان در ابتدا گول خور است و در پايان گول زن. به عبارت ديگر، او بره به دنيا مي آيد و روباه از دنيا مي رود.((فرانسوا ولتر))


بيشتر اشخاص بدون اينكه مقصد معيني را دنبال نمايند، زندگي مي كنند و مثل پر كاهي كه در روي آب حركت كند، عمر خود را به آخر مي رسانند؛ به جلو نمي روند، جريان آب آنها را مي برد.((سه نك))


ما چقدر دير متوجه مي شويم كه زندگي و حيات يعني همان دقايق و ساعاتي كه با كمال شتابزدگي و بيرحمي انتظار گذشتن آنرا داشتيم.((ديل كارنگي))


مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و از آنها غولي به وجود مي آورند كه نامش تقدير است.((جان اوليورهاينر))


وقتي در زندگي به داشته هايمان فكر مي كنيم، خود را خوشبخت و زماني كه به نداشته مي انديشيم، خود را بدبخت حس مي كنيم؛ پس خوشبختي ما در تصور خود ماست.((تناجيو))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: دوشنبه 08 فروردين 1390 ساعت: 11:37

دیوید ریکلان

‏‏خیلی خوب است که تمرین کنید تا هر وقت که هر نوع ‏احساسی به جز ‏شادی و آرامش داشتید از خودتان بپرسید چه معنایی را به افراد و اتفاقات نسبت داده اید که باعث درد و رنج شما شده اند و بعد به این فکر کنید که چه معنایی را می توانید به آنها نسبت بدهید تا بتوانید شاد و آرام باشید. آیا چیز رنج آور و دردناکی در زندگی تان هست که آن قدر به آن وابسته باشید که نخواهید آن را رها کنید یا چیز دیگری را که به شما شادی و آرامش بدهد جایگزین آن کنید؟ اگر این طور است انتخاب با شماست ولی متوجه باشید که این یک انتخاب است نه چیزی که به شما تحمیل شده باشد.
معنی جدیدی که به یک اتفاق می دهید (همان که باعث خوشحالی تان می شود) مانند معنی قبلیِ آن (همان که باعث درد و رنج تان می شد) ذاتی و طبیعی نیست بلکه خود شما هر دو آنها را می سازید. خب پس اگر بخواهید به یک چیز معنی و ارزشی بدهید دوست دارید این معنی باعث خوشحالی تان شود یا اینکه شما را ناراحت کند؟ باز هم به انتخاب خودتان بستگی دارد.

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: دوشنبه 08 فروردين 1390 ساعت: 11:34

روش های شکار شوهر توسط دخترها !

۱- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه… تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

۲- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

۳-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!



۴-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

۵-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی …ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا

۶-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

۷-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

۸-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

۹-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

۱۰-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.

گردآوری : گروه آلامتو

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: شنبه 06 فروردين 1390 ساعت: 06:53

با این خوراکی ها پوستی شفاف و زیبا داشته باشید !

خوراکی های شفاف کننده پوست را می شناسید؟
پوست زیبااز درون شما خبر می دهد ، زمانی که شما بدنی سالم داشته باشید متعاقبا پوستی زیبا نیز خواهید داشت با خوردن این خوراکی ها پوست را از عمق زیبا کنید نه از سطح .

EXEX

با این خوراکی ها پوستی شفاف و زیبا داشته باشید !

خوراکی های شفاف کننده پوست را می شناسید؟
پوست زیبااز درون شما خبر می دهد ، زمانی که شما بدنی سالم داشته باشید متعاقبا پوستی زیبا نیز خواهید داشت با خوردن این خوراکی ها پوست را از عمق زیبا کنید نه از سطح .

با این خوراکی ها پوستی شفاف و زیبا داشته باشید !

اما چه خوراکی های به شما پوستی شفاف و زیبا می بخشند ؟
در این مقاله ۱۰ نکته را شرح می دهیم که شما برای داشتن پوستی شفاف و براق به آنها نیاز دارید .

۱٫ از ویتامین ها و مینرال ها استفاده کنید :
روزانه ۵ وعده میوه و سبزی بخورید . سالاد که به همراه غذا مصرف شود ، سالاد میوه ، سوپ ، از جمله این مواد می باشند .

۲٫ مصرف فیبرها را افزایش دهید :

حداقل یک بار در روز غلات سبوس دار بخورید : به عنوان مثال نان در هر صبحانه

۳٫ مواد مغذی متفاوتی را مصرف کنید :
سبزیجات و سالاد فصل، موسیر، پیاز تازه، سیر، جعفری تازه

۴٫ برای افزایش اسیدهای چرب ضروری بدن :
سالادتان را همراه با اضافه کردنروغن زیتونیا روغن کولزا میل کنید .

۵٫ برای تامین کلسیم بدن :
هر روز شیر بنوشید .

۶٫ سموم بدن را با خوردن این میوه ها دفع کنید :
تره فرنگی، پیاز، سیب، کیوی

۷٫ پروتئین بخورید :
دو یا سه بار در هفته گوشت قرمز مصرف کنید .

۸٫ پروتئین های متفاوت مصرف کنید :
مواد غذایی ساخته شده از پروتئین سویا می تواند پیشنهاد مناسبی برای شما باشند .

۹٫ برای افزایش مواد معدنی بدن :
از صدف و سخت پوستان ها نیز استفاده کنید .

۱۰٫ برای افزایش دریافت مصرف امگا ۳ :
توصیه می شود ۲ یا ۳ بار در هفته از ماهی استفاده کنید چه تازه یا کنسرو شده
اگر از ماهی های تازه مصرف می کنید بهتر است از ماهی های چرب مانند ( شاه ماهی، ماهی آزاد، ساردین باشد )

۱۱٫ علاوه بر این ، برای حفظ جوانی و زیبایی پوست می توانید از کرم های مخصوص پوست تان نیز استفاده کنید :
سیگار نکشید و از قرار گرفتن در معرض بیش از حد آفتاب اجتناب کنید .

گردآوری :آلامتو
منبع :سلامت نیوز

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: شنبه 06 فروردين 1390 ساعت: 06:51

آدم بايد كلاهش را پيش خودش قاضي كند.((مثل ايراني))

از روي سوالهاي فرد، بهتر از جوابهاي او مي توانيد درباره اش قضاوت كنيد.((فرانسوا ولتر))

اعتراف به ندانستن چيزي كه نمي دانم باعث خجالت و شرم من نمي شود.((سيسرون))

اگر با مطلبي مخالف هستيد، چنان به نرمي و مهرباني آن را رد كنيد كه گوينده ناراحت نشود.((جان كايزل))

اگر وجود خار در گل مايه اندوه ماست، وجود گل در كنار خار بايد مايه شادي ما باشد.((گوته))

اگر مي خواهيد احساسات حقيقي شنونده خود را دريابيد، درست در صورت وي بنگريد، چون او مي تواند كلمات را در فرمان خود داشته باشد، ولي قيافه و چهره به اين آساني در فرمان او قرار نمي گيرد.((چستر فيلد))

مديران اثر بخش در زمان حال زندگي مي كنند اما هميشه به فكر آينده هستند.((ال هيز))

مي توان در ظرف دو سال يك كارخانه ذوب آهن ساخت، ولي براي تربيت يك مدير براي اين صنعت بايد بيست سال وقت صرف كرد. ((جواهر لعل نهرو))

هيچ شيوه يگانه اي در همه اوضاع كاربرد ندارد. ((نيكولاس))

عطش قدرت، خطرناك ترين پديده خود سري مدير است.((برتراند راسل))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: سه شنبه 02 فروردين 1390 ساعت: 07:33

چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید

این که گردن می کشی، پیمانه می باید کشید

کم نه ای از لاله، صاف و درد این میخانه را

با لب خندان به یک پیمانه می باید کشید

پیش ازان کز سیل گردد دست و پای سعی خشک

رخت خود بیرون ازین ویرانه می باید کشید

حرص هیهات است بگشاید کمر در زندگی

تا نفس چون مورداری، دانه می باید کشید

عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفت

ناز مهمان را ز صاحب خانه می باید کشید

نیست آسایش درین عالم، که بهر خواب تلخ

منت شیرینی افسانه می باید کشید

مدتی بار دل مردم شدی صائب، بس است

پا به دامن بعد ازین مردانه می باید کشید

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: 20 فروردين 1390 ساعت: 04:56

اگه اجازه بدی یه زن وارد زندگیت بشه
جيبها تو Search مي كنه
پولاتو Delete مي كنه
خانوادتو Edit مي كنه
ارتباط با دوستاتو Cut مي كنه
موبايل تو Scan مي كنه
خوشي هاتو Cancel مي كنه
آخرش هم ، مخت رو Hang مي كنه

توسط:shamsavi

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: 20 فروردين 1390 ساعت: 04:55

ن مي دانم كه زيباترين عشق خود را در يك كتابخانه ديدار خواهم كرد.((هاوارد سيلته))


زندگي من مجموعه اي از درسهايي است كه به آن نياز دارم؛ درسهايي كه با نظم و ترتيب تمام در زندگي ام رخ مي دهد.((آندرو متيوز))


زندگي يك مسابقه بخت آزمايي است، اما من از هر اتفاقي كه در زندگي روي مي دهد نهايت استفاده را مي برم.((آندرو متيوز))


ما در زندگي پيوسته با درسهاي تازه اي روبرو مي شويم و تا زماني كه درسي را ياد نگيريم مجبور به گذراندن دوباره آن هستيم.((آندرو متيوز))


در زندگي هيج چيز مهمتر از اين نيست كه با قلب خود در آرامش باشي.((نينا كارين مونسن))


من هرگز اجازه نخواهم داد پول مانع كاري شود كه مي خواهم انجام دهم.((كارستن ايس شن))


در كار يك سياستمدار، عشق بايد نقطه يا نشانه هر هدف باشد.((رئول استين))


اين كمكي نيست كه تو مدام كاري را انجام دهي كه از عهده ي آن بر مي آيي. مهم اين است كاري را بتواني انجام دهي كه تاكنون نمي توانستي و ياد نگرفته بودي.((بيانجار هُوُف))


ايمان و باور ما در ابتداي هر مسئوليت دشواري تنها عاملي است كه موفقيت نهايي مان را تضمين مي كند.((ويليام جيمز))


زماني كه انتظار بهترين پيشامد را داريد، نيرويي مغناطيسي از مغزتان خارج مي شود كه بهترين ها را جذب مي كند. اگر انتظار بدترين ها را داشته باشيد از مغز قدرت دافعه ا ي رها مي كنيد كه سبب مي شود بهترين ها از شما بگريزد؛ حيرت انگيز است.((ويليام جيمز))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 18 فروردين 1390 ساعت: 06:35

آقای سکسکه عمل کرده، می ره سر کار و میاد و زندگی شو می کنه!




الفی دیگه از هیچی نمی ترسه!




آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.





آن شرلی آرایش گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...





ای کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!





بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوز هم خوابه!





پت پست چی بازنشسته شده و الان تو خونه ی سال مندان منتظر مرگشه!





بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری 30000 تومن فروختن!





بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.





دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!



















تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درست می کنه!




تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!





تن تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شرکت تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!




جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!






چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!





حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!





خپل رو از باغ گل ها انداختنش بیرون, اون جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)





خانواده ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه اش رفتن خارج، همسر دکترخیلی مریضه!






رابین هود رو توی اسلام شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته ی دیگه اعدامش می کنن!





سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!





کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!





هیچ کی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!





لوک خوش شانس طي يه بدشانسي، اشتباهي تو يه صحنه قتل دستگير شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولي دالتون ها شده!





مارکو پولو تو میدون راه آهن یه باقالي پلويي زده ، می گن کارش خیلی گرفته!





گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!





ملوان زبل الان ديگه يه دزد دريايي معرف شده در خلیج عدن!





آقای پتی بل تو میدون شوش یه بنک دار کله گنده س!










معاون کلانتر از يه بانك اختلاس كرد و فرار كرد رفت خارج !









آقای نجار الان به جرم قطع غيرمجاز درختان تحت تعقيبه و وروجک هم قايم شده!






پت و مت دكتراي مهندسي عمران گرفتند و الان جزو هيئت علمي دانشگاهند!


برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1390 ساعت: 06:34

گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد.

همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟

شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.

او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست،

چون او موهای خود را گلت می کند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬

کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬

چون کبری با پترس چت می کرد.

پترس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد.

پترس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد

چون زیاد چت کرده بود

او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند.

پترس در حال چت کردن غرق شد و مرد.

برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود

اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬

ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت٬

ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد٬

ریز علی چراغ قوه هم داشت٬

اما حوصله دردسر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد٬ کبری و همه مسافران مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬

خانه مثل همیشه سوت و کور بود٬

الان چند سالی هست که کوکب خانم٬ همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد٬

او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬

او اصلا حوصله مهمان را ندارد.

او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند٬

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد٬

او آخرین بار که گوشت خرید٬

چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود.

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد٬

چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

و دیگر به همین دلیل است که کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ را ندارد

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1390 ساعت: 06:33

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1390 ساعت: 06:32

داوود آزاد

EXEX

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

داوود آزاد

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 10 فروردين 1390 ساعت: 06:30

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 11 فروردين 1390 ساعت: 05:36

ذهن شما كه آزاد باشد، هميشه براي هر چيزي آماده است و همه چيز را به گشادگي مي پذيرد. در ذهنِ يك تازه كار امكانات بسياري هست، اما در ذهن استاد كار، شدني ها اندك اند.((شونريو سوزوكي))


اگر فقط طلب عشق كني، نابالغ خواهي ماند، بچه خواهي ماند. تا زماني كه بالغ نشوي و نتواني عشق را نثار كني، هنوز از بچگي در نيامده اي ...((آچاريا))


هشدار! تنها به عزم نياز اگر به معبد درون شويد، هرگز هيچ نيابيد.((جبران خليل جبران))


اشخاصي كه بدبختانه به لذتهاي شديد و حاد خو گرفته اند ديگر از لذتهاي معتدل بهره نمي برند و همواره با اضطراب به دنبال شادي و نشاط مي گردند.((فنلون))


براي مديريت زمان خود بايد خوشبختي را هدف اصلي زندگي تان قرار دهيد.((برايان تريسي))


پيشرفت هاي جزيي در استفاده بهتر از وقت مي تواند در مجموع منجر به دگرگوني هاي اساسي در زندگي شما شود.((برايان تريسي))


هنگام كار كردن، وقت تلف نكنيد، بي وقفه كار كنيد و از خودتان بيشتر مايه بگذاريد.((برايان تريسي))


من انديشه خود را در معرض اين فكر مسخره رندانه قرار نمي دهم كه هرچه بر سر آدمي مي آيد خير و صلاح اوست، بلكه بر آنم كه هر كسي از پيشامد به بهترين وجه استفاده كند، مانند انسان خوب و فرزانه اي عمل كرده است.((كمبرلند))


مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر.((پرمودا باترا))


از اشتباهات خود شرمنده نشويد و آن را جرم ندانيد.((كنفسيوس))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 18 فروردين 1390 ساعت: 05:00

شــــریــکـــــــــــ

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.
آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا.....

EXEX

شــــریــکـــــــــــ



در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.


آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.


بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:


نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .


پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.


یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.


پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه یمساوی تقسیم کرد.


سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.


پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.


پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه


چیز شریک باشیم .


مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.


بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.


همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید.


- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟


پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا !

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: پنجشنبه 09 فروردين 1390 ساعت: 04:57

به به این بچه شیطونو چطوری چسبوندن به دیوار- عکس بامزه : طنز ایران

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: سه شنبه 09 فروردين 1390 ساعت: 06:55

براي خوردن زندگي مكن؛ بلكه بخور براي زندگي كردن.((مثل آمريكايي))


چنان انسان باش و چنان زندگي كن كه اگر هر كس انساني چون تو باشد و همچون تو زندگي كند، اين زمين به صورت بهشت خدا در آيد.((فيليپس بروكز))


دلم مي خواهد چنان زندگي كنم كه وجود خدا را تنها در سودي كه به ديگران مي رسانم، احساس نمايم.((سنگا))


شب در هنگام خواب كمي فكر كنيم كه امروز چه كرده ايم كه لياقت زنده ماندن فردا را داشته باشيم.((؟))


تصور مي كنم كه اگر كسي يك ربع ساعت تنها به فكر زندگي خود باشد و بينديشد كه آن را اصلاح كند، هر ماه از زندگي او بهتر از ماه قبل خواهد شد.((فرانسوا ولتر)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


در بازي زندگي، انسان در ابتدا گول خور است و در پايان گول زن. به عبارت ديگر، او بره به دنيا مي آيد و روباه از دنيا مي رود.((فرانسوا ولتر))


بيشتر اشخاص بدون اينكه مقصد معيني را دنبال نمايند، زندگي مي كنند و مثل پر كاهي كه در روي آب حركت كند، عمر خود را به آخر مي رسانند؛ به جلو نمي روند، جريان آب آنها را مي برد.((سه نك))


ما چقدر دير متوجه مي شويم كه زندگي و حيات يعني همان دقايق و ساعاتي كه با كمال شتابزدگي و بيرحمي انتظار گذشتن آنرا داشتيم.((ديل كارنگي))


مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و از آنها غولي به وجود مي آورند كه نامش تقدير است.((جان اوليورهاينر))


وقتي در زندگي به داشته هايمان فكر مي كنيم، خود را خوشبخت و زماني كه به نداشته مي انديشيم، خود را بدبخت حس مي كنيم؛ پس خوشبختي ما در تصور خود ماست.((تناجيو))

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: دوشنبه 08 فروردين 1390 ساعت: 11:37

دیوید ریکلان

‏‏خیلی خوب است که تمرین کنید تا هر وقت که هر نوع ‏احساسی به جز ‏شادی و آرامش داشتید از خودتان بپرسید چه معنایی را به افراد و اتفاقات نسبت داده اید که باعث درد و رنج شما شده اند و بعد به این فکر کنید که چه معنایی را می توانید به آنها نسبت بدهید تا بتوانید شاد و آرام باشید. آیا چیز رنج آور و دردناکی در زندگی تان هست که آن قدر به آن وابسته باشید که نخواهید آن را رها کنید یا چیز دیگری را که به شما شادی و آرامش بدهد جایگزین آن کنید؟ اگر این طور است انتخاب با شماست ولی متوجه باشید که این یک انتخاب است نه چیزی که به شما تحمیل شده باشد.
معنی جدیدی که به یک اتفاق می دهید (همان که باعث خوشحالی تان می شود) مانند معنی قبلیِ آن (همان که باعث درد و رنج تان می شد) ذاتی و طبیعی نیست بلکه خود شما هر دو آنها را می سازید. خب پس اگر بخواهید به یک چیز معنی و ارزشی بدهید دوست دارید این معنی باعث خوشحالی تان شود یا اینکه شما را ناراحت کند؟ باز هم به انتخاب خودتان بستگی دارد.

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: دوشنبه 08 فروردين 1390 ساعت: 11:34

روش های شکار شوهر توسط دخترها !

۱- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه… تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

۲- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

۳-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!



۴-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

۵-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی …ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا

۶-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

۷-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

۸-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

۹-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

۱۰-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.

گردآوری : گروه آلامتو

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: شنبه 06 فروردين 1390 ساعت: 06:53

صفحه بندی